X
تبلیغات
رایتل
وب نوشته های من

امروز روز تولدم.........

ولی اصلا خوشحال نیستم...

هیچ حرف دیگه ای هم ندارم......

*میخوام که تبریک نگی...تبریکت به درد خودت میخوره...با چه روئی زنگ میزنی تبریک بگی؟!چه شوق و ذوقی؟تو اصلا شوق و ذوق حالیت میشه؟اصلا روت هم شد؟! هر کس جای تو بود روش نمیشد دیگه پشت سرش رو هم نگاه کنه...حق نداری بهم بگی این نوشته ها رو پاک کنم.خودت که به حرفم گوش نمیکنی.مجبورم اینجا بگم تا خالی بشم.

جای تو هم خیلی خالیه که رفتی برای ثبت نام دانشگاه...

به تو هم هیچ ربطی نداره که اون بالایی کیه!!!!!!!

امشب جشن تولدمه!!!!!

اصلا حوصله ی جشن تولد و سر و صدا ندارم.شاید به همش بزنم...

کماکان سرم داره از درد میپکه...تب هم دارم!

پارسال رو یادت میاد؟ روز تولدم تو تبریز بودم.پارسال رو یه جور خراب کردی امسال رو یه جوره دیگه...

امسال هم اگه مثل پارسال فراموش میکردی بیشتر خوشحال میشدم...تا امسال که یادت بود و این کارا رو  کردی........! 

توسط: نرگس |سه‌شنبه 21 شهریور 1385 , 09:58|  نظرات: 27