X
تبلیغات
رایتل
وب نوشته های من

سلام . چطورین ؟؟!!!

من که اصلا خوب نیستم ! پس فردا امتحان ریاضی دارم . هیچ نخوندم ! مریض هم شدم ! باز وسط امتحانا و سرماخوردگی من !!!

خواب بودم که بابام اومد صدام کرد گفت نرگس بدو بیا که گلات در اومدن !

منم با اون حال بدم که تمام تنم درد می کرد یهو شارژ شدم و از جام پریدم بیرون و بدو تو حیاط !

دیدم یکی از اون سه نقطه ای که کاشته بودم در اومده ...

دو نقطه ی دیگشو موش خورده بود ! نامرد خاک رو کنده بود و تخمه های آفتابگردون من رو در آورده بود خورده بود !!!!

روزی که کاشتمشون ۵ دقیقه بعد رفتم به بابام می گم بابا در نیومدن ؟!

بابام میگه والله تا اونجایی که من یادمه ۷ ماهه دنیا نیومدی ! برو ۲ ـ ۳ هفته دیگه بیا !

و حالا بالاخره ۳ تاش در اومد ...

۹ تا کاشته بودم . ۶ تاش به رحمت ایزدی پیوست و ۳ تاش سبز شد .

اینم عکسشون :

 

دیدین چقدر کوشمولو هستن ؟!

من گل آفتابگردون خیلی دوس دارم . تازه میشه تخمه هاشو هم خورد !

یه مصرف دیگه هم داره ! غدای پسر قند عسلمو هم جور می کنه .

بابام هم گوجه فرنگی و فلفل کاشته .

یه باغچه هم گذاشتم مخصوص گل . هنوز چیزه زیادی توش نکاشتم .

ولی خیلی کیف میده بزرگ شدنشونو نگاه کنی  .

توسط: نرگس |یکشنبه 15 اردیبهشت 1387 , 13:43|  نظرات: 31