X
تبلیغات
رایتل
وب نوشته های من

یک سال دیگر از عمرم بر فنا رفت !

طاقت دوباره در خانه نشستن و فکر و خیال را ندارم !

خسته ام !

بد خسته ام !

زمانی که باید تمام فکر و ذکرم را مهم ترین سال زندگیم ، سال تعیین سرنوشتم ، کنکورم پر میکرد ، چیز دیگری شد دل مشغولیم !

از پا در آمدم !

نمی دانم دوباره کی پا خواهم گرفت ! هیچ نمی دانم !

فقط این را می دانم که طاقت شنیدن نتیجه ی کنکور ۸۸ را ندارم !

مگر این روح پوسیده ی من چقدر طاقت نشستن بر روی زرد در کنج بنفش را دارد ؟!

مگر این چشمان من چقدر تاب و تحمل ذل(زل) زدن به این دیوار های زندان خوش آب و رنگ را دارد ؟!

بزرگ تر شده ام !

عاقل تر شده ام ! ولی عاقل نیستم !

تاوان سنگینی برای این رشد دادم !

یک سال عمرم را ... اغراق نباشد ! ۸ ماه گذشته است ! ولی بر من یک عمر ...

پیر شده ام ! پوسیدگی روحم را احساس می کنم ...

آرزوی موفقیت برای من ؟!

مانند آرزوی سلامتی قاتل برای مقتول است !

اما بدان !

من هنوز زنده ام !


توسط: نرگس |شنبه 6 تیر 1388 , 00:29|  نظرات: 15