وب نوشته های من

می نویسم برای ثبت لحظه های زشت و زیبایم...دوست داشتی بخون !

وب نوشته های من

می نویسم برای ثبت لحظه های زشت و زیبایم...دوست داشتی بخون !

کنکور آزاد .

قبول شدم .

انتخاب اول . گیاه پزشکی شیراز .

میگم کسی خبر داره که آیا بقیه انتخاب هام رو هم قبول شدم یا نه ؟!

آخه شنیدم وقتی انتخاب اول قبول شی بقیه انتخاب ها هم قبولی

یعنی می تونی اگه دلت خواست می تونی بقیه انتخاب هاتو هم انتخاب کنی ...


پ.ن : کیکی هم بهتره ...

می نویسم ... !

مهر و موم را شکستم .

.

.

.

چند وقته خیلی کلافم ! مشکلات و مشغله های فکریم بیش از حد ظرفیتم شده !

از این که از صبح تا شب بشینم به کیکی با چشمای بسته توی قفسش ذل بزنم و به هیچ نتیجه ای نرسم خسته شدم ! از این که هیچ کاری از دستم براش بر نمیاد روانی میشم ! تو سرم میاد ! داغ می کنم ! دلم می خواد فریاد بزنم !

آخه چرا تو این شهر گور به گور شده ی ما یه دامپزشک درست پیدا نمیشه ؟!

چرا این بلای عجیب باید سر کیکی بیاد ؟!

چرای برای یک لحظه باید غریزش از بین بره و چرا من هیچ عکس العملی نشون ندادم و منتظر غریزه ی خودش موندم ؟!

از بس که این فکر ها تو ذهنم داره تکرار میشه دیگه داره حالم به هم میخوره !

به یه جا برای تخلیش احتیاج داشتم !

دیگه از سرکوفت های اطرافیان خسته شدم !

خدایا یعنی میشه باز یه روز کیکی با چشمای سالم بهم نگاه کنه ؟!



پ.ن : شاید خیلی هاتون از خوندن این متن خندتون بگیره . شاید این که میبینین یه حیوون اینقدر مهمه براتون مضحک باشه . ولی این قضیه برای من هیچ جای شوخی و خنده نداره ... !

خداحافظ !

مهر و موم !



بسته !



خداحافظ .






پ.ن : حذف نمیکنم . شاید یه روز برگردم ...