وب نوشته های من

می نویسم برای ثبت لحظه های زشت و زیبایم...دوست داشتی بخون !

وب نوشته های من

می نویسم برای ثبت لحظه های زشت و زیبایم...دوست داشتی بخون !

خلاقیت !

داداش عزیز و نابغم با کلی ذوق و شوق اومده میگه حافظ یه شعر برای سیستم عامل سیمبیان گفته . توجه بفرمایید :

کیسه ی سیم و زرت پاک بباید پرداخت

این طمع ها که تو از سیمبیان می داری

غزل ۴۵۰

مخرب : جناب ککا ( ! koka=dadash )

 

پ.ن : کیسه ی سیم و زر کنایه از گرانی گوشی های سیمبیان دار است که لسانالغیب در آن زمان به این نکته ی مهم اشاره فرموده است ! :دی

خوش گذشت !

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت خودم و بقیه ی خانومای وبلاگ نویس !

اصلا هم خسته نیستیم خیلی هم خوش گذشت جای آقایون هم اصلا نه خالی چون اونا همیشه خودشون تنهایی گردهمایی دارن بدون خانوما ! ما خانوما هم یاد گرفتیم خوب ! مگه ما چمونه ؟!

مریم جون ، نجمه جون ، شنگول - منگول - حبه ی انگور جون ، تنها جون ، لیا جون ، ردپا و خواهرشون ، شکوفه یاس عزیز ، فروغ جون ، الهه جون از همتون مرسی خیلی خوش گذشت ...  . کسی رو جا ننداختم ؟! مطمئنی ؟!

خانومای عزیز من میلاتون رو ندارم . لطف کنید عزیزان من هر کس عکس می خواد میلشو برام بذاره تا براش عکس بفرستم . هر کس هم مشکل لود و سرعت و اینا داره بگه تا حجم عکس رو براش پایین بیارم .

ولی خداییش خیلی خوش گذشت . بازم از این کارا بکنید ... فقط یه خورده زود تر خبر بدید تا ما نیایم فقط بخوریم و بریم :دی

یه تولد هم که رفت تو پاچمون ! البته شام تولد من که قرار شد دنگی باشه :دی اگه کسی لطف کنه و دنگ خودم رو هم بده خیـــــــــــلی ممنون میشم  . کادو های خوب خوب بیارینا ! 

اینم خوردنیامون

اینقدر چیز میز خوردیم که دیگه جای شام ندارم !

خلاصش این که از آشنایی با همتون خوشحال شدم و خیلی هم از زحمت این ۳تا بابت تدارکات ممنونم . البته اگه کس دیگه ای هم تو این کار شرکت داشته باز مرسیا ! من فقط این ۳تا رو متوجه شدم !

جای اوناهایی که نیومدن هم خیلی خالی بود ...

آیلین جون چرا نیومدی ؟!

 

 

 

 

پ.ن : و اما جانور شناسی در طبیعت فراموش نشود !

موبایلم سوخت !

ورود خود را به جمع موبایل سوخته ها تبریک عرض می نمایم !

امروز موبایلم سوخت ! به همین راحتی !

چند وقتی بود تصمیم داشتم گوشیمو عوض کنم . ولی بعدش به این نتیجه رسیدم که گوشی خودمو با هیچی عوض نمی کنم و خیلی دوسش دارم ! مثل این که این تصمیم من زیادی به قلبه گوشیم فشار آورد و از هیجان مفرط سوخت !

گذاشته بودمش تو طبقه ی دکوری اتاقم ، خودم هم تو اتاق خواهرم پیش اون بودم که گوشیم زنگ خورد . با عجله رفتم که جواب بدم . به محض این که دستم گوشی رو لمس کرد تلپ افتاد زمین ! ارتفاع هم زیاد نبود ! قبلا از ارتفاع ۲ متری زمین خورده بود و هیچیش نشده بود ! ولی این دفعه ...

اول هم افتاد رو مبل ! بعد افتاد رو زمین ! یعنی هر چی سرعت و شتاب داشت وقتی افتاد رو مبل گرفته شد . تازه مبل تا زمین هم ارتفاعش حداکثر ۳۰ سانت بود !!!

تقدیرش این بود دیگه ... بعد از ۱سال و اندی بیچاره خدا بیامرز شد ...

اول فقط مانیتورش خراب شد . فقط نور سفید نشون میداد . رفتم مدرسه و اومدم دیدم دیگه روشن هم نمیشه :پی

خدایش بیامرزد ... موبایل دوست داشتنی ای بود ... شبا موقعی که خوابم نمی برد اس ام اس بازی میکردم یا آهنگ گوش می دادم ! دیگه از این به بعد باید فکر این کارا رو از کلم بیرون کنم و مثل بچه های خوب مسواک بوس لالا ! (البته بوس مامان بابا ها ! فکر بد نکنین )

حالا مشکل اینجاست که فلوس هم لا موجود ! چه کنیم ؟! نیدونم !!

فکر کنم آخرش مجبور شم به یه ۱۱۰۰ قناعت کنم و راضی بشم  ...

خدا به موبایل هایتان عمر دهاد !