X
تبلیغات
رایتل
وب نوشته های من

همچنان حس نوشتن ندارم !

اصلا کلا بی حسم !

ولی تو این سال جدید یه چیزی بنویسم تا یادگاری باشه بعدا ...

سال 88 ... !

سال خوبی بود . خیلی خیلی بهتر از سال 87 !

توی این سال خیلی چیزا رو یاد گرفتم و خیلی تغییرا رو تو خودم احساس کردم ! لحظه ی تحویل سالش با اشک و آه شروع شد ! ولی خدا را شکر واسه شخص من خالی از اشک و آه بود !

خیلی از عزیزا رو اواخر این سال از دست دادیم ! یهو همشون با هم رفتن !

اما مرگ حقه !

من که دیگه یا از هیچی ناراحت نمیشم یا اگه بشم فقط چند ثانیه طول میکشه !

بعضی وقت ها از این قابلیت جدیدم وحشت میکنم اما بعضی وقت ها هم بهش افتخار میکنم !!


و اما سال 89 !

به نظر سال خوبی میاد ! من و خواهرم تا 30 دقیقه قبل سال تحویل تو بازار بودیم !!! :دی و مامانم همینجور حرص می خورد که لحظه سال تحویلی کجا پاشدین رفتین 

مامان و بابا تعطیلات رو مجردی رفتن سنندج !

من موندم و داداشم و خواهرم ! که بعدا مهیلا هم بهمون اضافه شد !

13 روز عید امسال از همه ی سال ها بهتر بود !

من و اطهر و مهیلا یه شغل واسه خودمون پیدا کرده بودیم و هر روز می رفتیم سر کار 

کلی خوش می گذشت !!! بعضی وقت ها اینقدر می خندیدیم که دیگه نفسمون بالا نمیومد !!

شب ها معمولا زیتون و روز ها هم ناهارمون دستمون بود و یه جایی کنار دریا می نشستیم می خوردیم !

خلاصه خیلی خوش گذشت ...

امیدوارم کل سال به همین خوشی باشه ...


برای همه سال خوبی رو آرزو می کنم .


پ.ن : یادمون بمونه ! هیوندای کوپه پلاک 49 ! ------ 

پ.ن : 2 دور ، دور فلکه ! دور دور ! عمه خانوم هم پایه 

توسط: نرگس |پنج‌شنبه 19 فروردین 1389 , 14:26|  نظرات: 15